هرگاه از شدت تنهایی
به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند
خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته
در می آورم ،
میبوسمش
صیقلی عاشقانه
اندکی نمک به رویش ،
نوازشش کرده ،
دوباره بر سرجایش میگذارم......
از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید
خیالش تخت ،
من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم.

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته در می آورم ، میبوسمش صیقلی عاشقانه اندکی نمک به رویش ، نوازشش کرده ، دوباره بر سرجایش میگذارم...... از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید خیالش تخت ، من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم.
/ 0 نظر / 10 بازدید