سکوت کردم و فهماندمش عذاب این است

همیشه پرسش ناکرده را جواب این است

به نعره خواست به آرامش ام خطی بکشد

سکوت کردم و دریافت بازتاب این است

شکسته بود ولی مویه وار می خندید

که چهره باخته را آخرین نقاب این است

به مهر گفتم اش :

آرام باش و صحبت کن

که در طریق سخن ، حُسن انتخاب این است

چه گفت ؟

راز ، نه !

اما :

نپرس و باور کن

کم است زهر ، که نوشیدن مذاب این است

نشاندمش که بخوان :

خواند و هم سکوت شد

پیام نیمه ی ناخوانده ی کتاب این است

سؤال کرد که :

با من چه کرده ای ؟

گفتم :

کمی سکوت تو را می کند مجاب ، این است

من و تو درک سکوت همیم ، تا هستیم

و جاودانگی لحظه های ناب این است


* محمدعلی بهمنی
/ 1 نظر / 7 بازدید
رهرو

سلام ممنونم از لطفتون انتخاب قشنگي بود تا سلامي ديگر يا حق [خداحافظ] [گل]