به دیدارم بیا هر شب

در این تنهائی تنها وتاریک خدا مانند

دلم تنگ است

بیا ای روشن  ای روشنت از لبخند

شبم را روز کن درزیر سرپوش سیاهیها

دلم تنگ است

بیا بنگر ،چه غمگین وغریبانه

دراین ایوان سرپوشیده ؛ وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها وماهیها

واین نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

بیا؛ ای همگناه من دراین برزخ

بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا ای هم گناه من ؛  ای مهربان بامن ؛

که اینان زود می پوشند رود خوابهای بی گناهیها

ومن میمانم و بیداد و بی خوابی

 

شب افتاده است ومن تنها وتاریکم...

ودر ایوان ودرتالاب من دیر ست

در خوابند

پرستوها وماهیها با من

!

بیا ای یاد مهتابی

!

 

 

مهدی اخوان ثالث

 

 

            

/ 10 نظر / 3 بازدید
* °•.ღ.•°شبهای تنهایی ღ مهسا °•.ღ.•° *

وقت اندک است برای گفتن از تو ... تو بیش از هر چیزی ...! زیباتر از هر زیبا و دور از تصور ما دیده نشدنیها ! تو را می خوانم لحظه به لحظه تنها به شوق لحظه ای که مرا در چارچوب نگاهت پذیرا باشی !

رضا

سلام مهسا جان خوبی دیگه وقتی اپ میکنی منو خبر نمیکنی باشه دیگه کامل منو از یاد بردی اما . من اپم و منتظر حضور سبز شما موفق باشی[گل][گل][خداحافظ]

پرویز

به یاد اخوان بزرگ و درود بر شما

نامیرا

سلام عزیزم شعرت بسیار زیباست وب قشنگی داری لطفا به من هم سر بزن متشکرم

شکوفه

سلام مهسا جان وب ات زیبا شده متاسفانه وب شب های خسته با همون درهای یسته هک شده اگر خواستی باز هم پیش من بیای به وب دیگه ام بیا منتظرت هستم بای ...[چشمک]

ارشیا

وبلاگت عالی بود من حهضرم لینکت کنم خبرم کن دوباره بهت سر می زنم بای

hadi

سلام مهسا خانم.... خوبی؟ وااااااااااااای خیلی شعر قشنگی بود...مرسی... خیلی به حال و احوال این روزای من می خورد.... یه حس خاصی پیدا کردم....ممنون....