به کسی که بالششش را تنگ در آغوش می کشد

تا آن سوتر آرام گیرد

چیزی نمی گویم

یا اینکه بگریم،

خمیازه ای نثارش میکنم...

 

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
alnilam

صدایم دو رگه شده انقدر ضمخت شده ام که شبیه هیچ زنی حرف نمی زنم کمتر لبخند میزنم شده ام از آن آدمهائی که نگاهشان میخکوبت میکند خشک ،خشن ،تلخ... ، دارم برای خودم یک پا "مـَـــــرد" میشوم..

شوکا

ماجرای تخت های تک نفره ماجرای غمگینی ست

mehran

doooorooooood aji golam mc babate nazaret enerji gereftam azash doseeeeeeeeeeeeet daram

مهسا

قشنگ بود مهسا جان، آپم، به من هم سر بزن.

محک

سلام مهسا این مطلبت خیلی خوب شده بود موفق باشی

سلام دوست خوب من چقدر خوشحالم از اینکه بار دیگر گذرم اینجا افتاد. هنوزم وبلاگت قشنگه و ترانه اش که بی نظیره. امان از فراموشی امان از خواب های شبانه و خواب های در بیداری تا سلامی دیگر یا حق [خداحافظ] [گل][گل][گل]