روزگار غریبیست نازنین ...

دهانت را می بویند


مبادا که گفته باشی دوستت می دارم



دلت را میبویند ...

روزگار غریبیست نازنین



عشق را در پستوی خانه نهان بایدکرد ...

به اندیشیدن خطر مکن


روزگار غریبیست نازنین

انکه بر در میکوبد شباهنگام ...

به کشتن چراغ امده است


نور را در پستوی خانه نهان باید کرد ...

انک قصابانند بر گذرگاهها مستقر


با کنده و ساطوری خون الود

روزگار غریبیست نازنین ...

و تبسم را بر لب ها جراحی میکنند


و ترانه را بر دهان ...

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد


کباب قناری براتش سوسن و یاس

روزگار غریبیست نازنین

ابلیس پیروزمست سور عزای ما را سفره نشسته است

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد ..

.............................................................................................


/ 45 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

سلام.نوشته های زیبایی بود موفق باشی

پیمان

"خدا همیشه بزرگه.. شاید ما اونقدر کوچیک شدیم که دیده نمی شیم!!" سلام.. به روزم و منتظر لطف و حضورتون.. موفق باشین.. [گل]

رضا

سلام مهسا خانم خوبی شرمنده دیر بهت سر میزنم عزیزم خودتو بسپار به خدا مهربون این واسه اینکه خدا ما بنده هاشو دوست داره و این یه امتحان تو زندگیته پس صبر داشته باش و خودتو بسپار به خدا منتظرت هستم موفق باشی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مهسا

__~****~*.:::.*.:.::~***::.:.*.:::.** *~*:::.*.:.::*~****~ _____*~::.:.*. :::.*~****~####___#### *~::.:.*.:::.*~****~ ___*~::.:.*.:::.*~ ****~## سلام#_#بهونه ی## *~::.:.*.:::.*~****~ __*~::.:.*.:::.*~* ***~#قشنگ من#برای زندگی # *~::.:.*.:::.*~****~ __*~::.:.*.:::.*~* ***~#آره بازم منم همون دیوونه ی# *~::.:.*.:::.*~****~ ___*~::.:.*.:::.*~ ****~#_____همیشگی_____# *~::.:.*.:::.*~****~ ____*~::.:.*.:::.* ~****~#سراب بروز شد منتظر# *~::.:.*.:::.*~****~ ______*~::.:.*.::: .*~****~#_شما هستم_# *~::.:.*.:::.*~****~ ________*~::.:.*.: ::.*~****~#_______# *~::.:.*.:::.*~****~ __________*~::.:.* .:::.*~****~# *# *~::.:.*.:::.*~****~ ____________*.:::.*.:.::~*~***~#*~::.:.*.:::. *~** سلام مهسا جون باز چی شده عزیزم ؟ چرا غمگینی ؟

alnilam

سلام عزیز دلم خوبی؟ مهسا جان مشگلات ارزش فکر کردن ندارن...میدونم البته وقتی آدم دورش پره مشگله خسته میشه انگار دلش میخواد چشمش رو کخه باز کرد ببینه بیخیال از همه چیز آزاد و رها شده... عاشق شده ای؟ خیال پرداخته ای. دنیای بدی برای خود ساخته ای این پرنده هزار گونه بازی دارد آدمهارا هنوز نشناخته ای یاعلی[گل]

yaha

با چشمان تو مرا نیازی به ستارگان اسمان نیست دیگه زیاد حسش نیست مهسا خانم از دست روزگار راستی از نظرت هم ممنون

شعیب صفری

سلام قبل از هرچیز بگم خیلی از دستت عصبانی ام ها.... به پا کار دست خودم می دم ها!!! من که دلم نمی یاد دست رو خواهر کوچولوم بلند کنم. حالا هم زود بیا وبم کارت دارم یالا....!!!!

حمید

سلام[خجالت] مثل همیشه نوشته هات 20 20 20 [دست] ولی نبینم ناامید باشی[ناراحت]

مهدی دمی‌زاده

باز هم سلام ... شعر عميقي بود از شاملو ... لطفا لينك من رو تغيير بديد "چرك‌نويس (مهدي دمي‌زاده)" http://cherk-nevees.blogfa.com/