نیمه شب است.

همه خوابند.

قلوه سنگ های قدیمی را

از زیر پوستم بیرون میکشم.

یادت هست؟

روزی با عشق چالشان کرده بودی.

کنون

برای شکستنت می خواهمشان...


/ 9 نظر / 11 بازدید
Amirkaraj

سلام …خوبید سایت جدیدم راه افتاد دوستای خوبتم دعوت کن لینک عضویت http://360forlove.mixxt.org/networks/join/signup لینک گروه من در فیس بوک http://www.facebook.com/pages/Farsi-dating/193295407356939

جواد

سلام آجی مهسا قشنگ می نویسی اما غمگین[ناراحت]

نگار نیک نفس

درود بر شما مرسی مهسا جان موفق باشی[گل]

نوید چهره سا

سلام مهسا خانوم.خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم.از خوندن پست هات لذت بردم[گل]

محک

سلام مهسا عزیز ممنون که امدی و برام کامنت گذاشتی و امیدوارم همیشه همیشه شاد و خوش و خرم باشی

شاهدخت سرزمین ابدیت

سلام مهسا جونمممممم چطورییییییی؟ منو که یادت هست؟ !!!!! نه نیست؟ یه سرکی بزن خدا رو چه دیدی شاید به یادت اومدم[زبان]

MarYana

این نوشته پر حس بود اونقد که مو به تنم سیخ شد[ناراحت] من برا شکستنش سنگ نمیخوام با یه کلمه میشکنمش.. چرا؟؟؟