گاهی دوست دارم بنشانمت رو به روی خودم

 و بعد بپرسم :

 حالا که آب از سر منو خیالاتم گذشته...

 این که دستم به تو نمیرسد چه صیغه ایست؟

 تو هم بخندی و بگویی :

 باشد اندر پرده بازهای پنهان...

 .....بعد خودت بایستی رو به روی من ...

 به خودت اشاره کنی و بگویی :

 چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور...

 من دلم را محکم کنم به کشتیبانی ات... به نوح بودنت ..

 و تمام سوالهایم را از اول تا آخر پس بگیرم...

 

 ته نوشت: نوح باش برای من و دلم...


گاهی دوست دارم بنشانمت رو به روی خودم  و بعد بپرسم : حالا که آب از سر منو خیالاتم گذشته... این که دستم به تو نمیرسد چه صیغه ایست؟ تو هم بخندی و بگویی : باشد اندر پرده بازهای پنهان... .....بعد خودت بایستی رو به روی من ... به خودت اشاره کنی و بگویی :  چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور... من دلم را محکم کنم به کشتیبانی ات... به نوح بودنت .. و تمام سوالهایم را از اول تا آخر پس بگیرم...   ته نوشت: نوح باش برای من و دلم...

 


/ 0 نظر / 10 بازدید